ابراهيم عاملي ( موثق )

484

تفسير عاملي ( فارسي )

ملائكه كه غذاى آنها تقديس و تسبيح خداوند است و تدبير اين عالم مادّى به عهده آنها است كه هر يك از ستاره هاى هفتگانه سيّارات را ملكى موكّل است ، و آثار پديده هاى جهان بتدبير آنها است و آن ستاره ها را آباء علوى مينامند و عناصر و موادّ را امّهات سفلى ، و براى هر يك از اين ستاره ها روزى از هفته را معيّن كرده بودند و لباسى و دعائى مناسب با آن كه عبادتى انجام ميداده‌اند و روز شنبه را مختص بزحل كرده بودند و مواقع طلوع و غروب آنها را معيّن كرده بودند و از آنها نياز ميخواستند : و ميگفتند : خشم و كينه را از خود دور ميكنم تا نفوس ما بدرجات ملائكه و اصل شود . و هم طنطاوى نوشته است كه همان عمل ابراهيم كه مطالعه ى در موجودات آسمانى و استفاده ى از زيبائيهاى آنها بوده است ، حضرت محمد نيز داشته است ، چنان كه هانرى فرانسواى در كتاب خواطر و سوانح نوشته است پيغمبر در غار حرّا بستارگان مينگريست و از زيبائيهاى آنها متحيّر مىشد و لذّت ميبرد تا آنكه ملك بر او نازل شد و گفت : « اقْرَأْ » . و باز طنطاوى مينويسد : در كتاب جمهورى افلاطون كه ده قسمت است و در مدارس آلمان و فرانسه و انگلستان آن را بدانشجويان ميآموزند ، نيز مطالعه ى ابراهيم در ملكوت آسمان نوشته شده است ، و خلاصه ى آن - كه در اوائل آن كتاب است چنين است : فرض كنيد چند نفر در سردابى به زير زمين زندگى كنند كه هرگز ماه و ستاره و خورشيد نديده باشند و از روى زمين بى خبر ، و در نزديكى اين سرداب آتشى افروخته باشد و مردمى با لباس و حيوانات و گياهان خود از جلو آن آتش ميگذرند بطورى كه سايه ى آنها از شعله ى آتش بر ديوار سرداب باشد و صورت لباس و حيوان و نبات آنها را در آنجا منعكس كند . و مردم ميان سرداب جز ديدن آن سايه ها چيزى نتوانند ببينند ، البته آن اشخاص تمام موجودات غير از خود را منحصر ميدانند به همان سايه هاى متحرّك و آنها را عالم موجودات ميدانند و براى آنها و حركاتشان اسم و حساب و اندازه معيّن ميكنند ، ولى در ميان آن مردم كسانى كه باريكبين باشند ، ميگويند اينها سايه و صورت از حقيقت ديگرى است ، و اينجا است كه عقايد آنها مختلف مىشود و بعضى نظر اين